web analytics
Currently Browsing: اشعار غزل و نیمایی

غزل کتاب چشمت

غزل کتاب چشمت ، تو بخوان بمن دوباره که دگر غزل سرایم ، نه کلام شعرواره به مداری می نشینم ، که جز از رخت نه بینم چو تو آفتاب و مهری ، منت همچو تک ستاره تو کتاب چشم خود را ، بگشا بمن غزل وار که کنم چو فال حافظ ، ز کتابت استخاره …. به عبادات رهم داد ، چه جهانی آن شهم داد چو اجازت گهم داد ، که ترا کنم نظاره تو...

استواری

فاتحی خواهم که تسخیرم کند در نبردی سخت درگیرم کند روزگاری تا جوانی در رسید دل ز وهم گنگی ، هردم می تپید عشق آمد چهره یی خود را نمود جز نگاه و ضربه هایی دل نبود …. آن یکی، تا مرز تن لشکر کشید چو زمن دید استواری، پر کشید وآن دگر، می‌خواست جانم را زمن فا تحی کو تا ربا ید جان وتن ؟ من تن بی جان ، کجا با خود برم...

خوش آمدید

سایت “کریمه ویدا” این سایت هنوز در مرحله ی ساخت و آماده گی قرار دارد به زودی کار دیزایین آن تکمیل خواهد شد.