web analytics

در پای ضریح یاد!

ترا یک روز دیدم من ز بعد سال‌های رفته در گور فراموشی ز بعد روزها، آن روزها که آهسته می‌گفتی برایم “طفلک وحشی” ترا یک روز دیدم من ز پشت هاله‌ای از یک غبار گنگ که پای خسته‌ات پر سنگ‌فرش جاده می‌لغزید کنارت یک زن اما هم‌سفر، شاید، نمی‌دانم موازی جاده را پیچید ترا دیدم تمامی خطوط چهره‌ات را با نگاه...

و آب‌ و آتش بود

سیاهی از افق شرق آسمان می‌ریخت سپیده در جهت غرب آن گریزان بود فضا، چو آتش بود ،زمین ناپیدا و آفتاب که چون اخگری ز آتش بود درون ساغر امواج می‌چکید آرام و آب، آتش بود و من، میانه یی آن ابرها که آتش بود به‌سوی آتش و آتش‌فشان همی‌راندم غروب بود، غروب کرانه‌ی دریا که آفتاب وداع با سپیده‌ها می‌گفت غروب سرخی بود...

انتخاب

از میان همه تختخواب‌های دونفری “کویین” و “کینگ” “فول” را گزیدم یکی و نیمه انتخاب من نبود … وسط تختم دراز می‌کشم جای خالی‌ات را پر می‌کنم از بازوان گشوده‌ام یک بغل آغوش می‌شوم من یک بستر« کامل » می‌شود تخت...

خبر

تک تک تک … پاره کرد سینه ی هوا را شلیک مرمی ها یک‌دو سه … بیست‌وشش قطره خون در محراب برابر چشمان خدا یکی برای هرسال زندگی خالی کرد دور سلاحش را مرد افسر ! … گر گر ، گر گر… شیار برداشت پشت خاک آدم‌ روی آدم درو کرد مثل علف‌های هرز زیر نگاه خورشید در سرزمین بیگانه … مرد افسر ! رسانه‌ها چیزی نگفتند از...

عطر و شیشه

ای چراغ هستی‌ام ای نور نور ای جهانم بی تو تاریک هم چو گور باز از سودای تو سودایی‌ام ای طبیب حاذق صفرایی‌ام سینه لبریز هوای خواستن تن میان تخته‌بند کاستن در کجایی تا بینی حال من دام غربت چون گرفته بال من یار من ای یار من ای یار من بند دوری هات گشته دار من بی تو من در این دژ تنهایی‌ام در زبان‌ها قصه‌ی...

« Older Entries