| 2017 | ژانویه

  • آیه های منسوخ

    سرآغاز

    و شعر آزادی را کسی نسرود و شعر آزادی سروده شد با نخستین عصیان در رهایی از زندان آبادی و شعر آزادی زاده شد توأم با تو

    Read More
  • آیه های منسوخ

    صلح و جنگ

    و کودک گفت جنگ که آغاز نگشته بود پایی داشتم برهنه اکنون، سری دارم بی‌سایه کودک دیگر گفت: جنگ که آغاز نگشته بود شکمی داشتم خالی از نان اکنون، دلی دارم پر از خون و آن کودک دیگر که خاموش بود و همه گوش، لب به سخن گشود: جنگ که آغاز نگشته بود پایی داشتم…

    Read More
  • آیه های منسوخ

    حجم پوسیده

    بازار، در سکوت عمیقی نشسته بود و اندک تماشاگران گیج بی تصمیم خریداران اشیای بیهودگی بودند. این، آغاز زمستان بود و سرمای زمین‌گیری حجم پوسیده‌ی بازار را در ابر بی‌رونقی پنهان می‌کرد فروشنده‌ها- فروشنده‌های بیکار و پرحرف با کرنش‌های مضحک بی‌رنگ و لبخندهای تصنعی بی‌شکل به دنبال شکاری بودند بازار در کساد خودش غرق بود…

    Read More
  • آیه های منسوخ

    مرگ ماه

    در تمام طول سفر صدای سرعت موتر بود که از کنار تو رد می‌شد و وهم گنگ ترا می‌برد با خود بروی جاده‌ی طولانی بی‌برگشت و دستگاه غول اتم با هیکل پرهیبت بدریخت بر گرده ی چرکین زمین پا می‌کوفت و دود ، دود سپید لکه بی سر وته بود به زیبایی برهنه‌ی دریا و…

    Read More
  • آخرین سرود ها

    سافو

    چشم تا چشم‌انداز همه آب و همه دریا همه بازی فروریختن زلف بلند آب‌هاست که به مهمانی دریا آیند … رقص قوی برف‌ها روی دریاچه‌ی آرام و کبوترهایی که … در آغوش اُفق چرخ‌زنان می‌پیچند سخت زیباست آب‌ها را گویی… همگی لولی ی مست‌اند همه « سافو » ۱ که از آن اوج، از آن…

    Read More

FaceBook