web analytics

انتخاب

از میان همه تختخواب‌های دونفری “کویین” و “کینگ” “فول” را گزیدم یکی و نیمه انتخاب من نبود … وسط تختم دراز می‌کشم جای خالی‌ات را پر می‌کنم از بازوان گشوده‌ام یک بغل آغوش می‌شوم من یک بستر« کامل » می‌شود تخت...

خبر

تک تک تک … پاره کرد سینه ی هوا را شلیک مرمی ها یک‌دو سه … بیست‌وشش قطره خون در محراب برابر چشمان خدا یکی برای هرسال زندگی خالی کرد دور سلاحش را مرد افسر ! … گر گر ، گر گر… شیار برداشت پشت خاک آدم‌ روی آدم درو کرد مثل علف‌های هرز زیر نگاه خورشید در سرزمین بیگانه … مرد افسر ! رسانه‌ها چیزی نگفتند از...

عطر و شیشه

ای چراغ هستی‌ام ای نور نور ای جهانم بی تو تاریک هم چو گور باز از سودای تو سودایی‌ام ای طبیب حاذق صفرایی‌ام سینه لبریز هوای خواستن تن میان تخته‌بند کاستن در کجایی تا بینی حال من دام غربت چون گرفته بال من یار من ای یار من ای یار من بند دوری هات گشته دار من بی تو من در این دژ تنهایی‌ام در زبان‌ها قصه‌ی...

دردِ درد

ای تمام هستی ام در دست تو ازچه گشتم این چنین پابست تو چونی بی من ای نخستین مرد من پُر شده پیمانه های درد من ای هوای وصل تو اندر سرمبی هوای عشق تو چون بر پرم؟ قامت تو امتداد هستی ام با چه معیاری به خود وابستی ام؟ ای نفس هات با نفسهام همنفس بی تو مرغ جان من اندر قفس هرکسی در این جهان یک بار زیست هستی بی عشق...

غصه‌ی کوچ

تو می‌روی و غزل، غمگنانه می‌میرد شکوه شعر به موج زمانه می‌میرد تو می‌روی و حدیث سخن کی خواهد گفت ز بعد توست که شعر و ترانه می‌میرد صدای توست که در رگ رگ زمان جاریست وگرنه قصه‌ی بزم شبانه می‌میرد تو شهرزاد سخن، قصه گوی مولانا مرو که بی تو دگر آن فسانه می‌میرد تو می‌روی کی دگر شعر را دمد روحی؟ مرو که شهر همه...

« Older Entries