web analytics

از شب تا شب

و شب، ادامه‌ی شب بود و من رونده‌ی شب به آسمان نظر کردم آسمان با من چقدر فاصله داشت؟ ستاره‌ی پرسید ستاره‌ی تو کجاست؟ صدای در من مرد نگاه من خشکید. ستاره‌یی لرزید ستاره‌ها گفتند: چقدر حوصله داشت و شب، ادامه‌ی شب بود و من رونده‌ی شب به آسمان چو دیدم خدا به میز عدالت نشسته بود خموش و ماه، شاهد بود و آستانه...

شهرزاد

با تو از رویش از تنفس برگ با تو از نبض خاک می‌گویم با تو از نطفه در تشنج گنگ با تو از دانه در اسارت خاک با تو از ساقه در مکیدن نور با تو از دست‌باز شاخچه‌ها با تو از عشق پاک می‌گویم با تو از تشنگی ریشه به آب با تو از جاودانگی درخت با تو از خون تاک می‌گویم با تو من از پرنده از پرواز با تو از جنگل از شکوه علف...