| 2018 | ژانویه | 3

  • آیه های منسوخ

    از شب تا شب

    و شب، ادامه‌ی شب بود و من رونده‌ی شب به آسمان نظر کردم آسمان با من چقدر فاصله داشت؟ ستاره‌ی پرسید ستاره‌ی تو کجاست؟ صدای در من مرد نگاه من خشکید. ستاره‌یی لرزید ستاره‌ها گفتند: چقدر حوصله داشت و شب، ادامه‌ی شب بود و من رونده‌ی شب به آسمان چو دیدم خدا به میز عدالت…

    Read More
  • آیه های منسوخ

    شهرزاد

    با تو از رویش از تنفس برگ با تو از نبض خاک می‌گویم با تو از نطفه در تشنج گنگ با تو از دانه در اسارت خاک با تو از ساقه در مکیدن نور با تو از دست‌باز شاخچه‌ها با تو از عشق پاک می‌گویم با تو از تشنگی ریشه به آب با تو از…

    Read More

FaceBook