web analytics

فتح نه تسلیم

نفسِ روز نمی‌زد از گاهی که خورشید مرده بود و شب سیاه‌مست در سراپرده، اُطراق می‌کرد جماعتی نشسته بود که زبان هم را از الفبا می‌دانستند حضور شمع، حضور مهربان “بودا” بود و “آن چراغک تیلی نیمه سوز که در رهگذر باد می‌سوخت تعبیری از …. ” روایت تو به اینجا رسیده بود که گفتم: چراغ عاشق...