web analytics

آتش خدایان

[et_pb_section bb_built=”1″][et_pb_row][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text] بر سراشیب لغزنده دو شانه‌ام یاقوت‌های آتشینی از بوسه‌های تو در تلألو اند بر زمینه‌ی بلور سینه‌ام تک گهر آبداری می‌درخشد از صدف دندان‌هایت و بر بازوان تراشیده بلندم عقیقی، پاکیزه و داغ هم چو آتش خدایان عتیق...

همیشه زخمی

کنار رود کابل تنها نشستم و دریا گریستم با کودکان زخمی با مادران خسته با چهره‌های خشک بی‌فریاد و بی صدا گریستم در آسمان دودی و ثانیه‌های ثابت در چشم‌های مات با بغض فرورفته شکستم موج موج خوردند دیوارها با من خردم کردند مثل جسد پاره‌ها در چهارراه صدارت … گیجم، می‌گردم هی دنبال تکه‌های گمشده‌ی خویش تا...

خورشید در آیینه

تو از کدامین اوج تو از کدامین معراج بازمی‌گردی که غرور عاصی‌ام را این‌گونه به سجود تحیری می‌بری تا کدامین جا در چه زمانی سفر نمودیم حینی که بازایستادیم و به عقب نگریستیم و دیدیم که بازگشت، در پیله‌ی تجرد خویش محصور مانده بود و ابریشم تنیده از وسوسه‌ی رفتن و رفتن ما را بخویش می‌خواند دیشب تمام شب در هجوم...