بخش ادبی

اتوبیوگرافی – کریمه ویدا

خود زندگی نامه نویسی آغاز: پدر نوشته بود؛ «درحالی‌که پاغنده پای سپید برف ، درختان توت حیاط را آذین...

آخرین پست ها

“من و دیگری”

آوارگی‌ام را می‌کشانم، با خود روی خط سرنوشت به نوزدهمین آدرسم، وسط هژده وبیست … کتاب‌ها را...

  • آخرین سرود ها
  • اشعار غزل و نیمایی
  • آیه های منسوخ

نامه های به خودم

آیینه‌بندان

همه دیدند که ما آفتاب را دیدیم سر تسلیم در آن سرخی غروب نداشت و ما پای گل بته‌ی بنفش حینی که...

“کابوس”

خواب می بینیکه خودت نیستیبه دیگری تبدیل شده ایبا تعجب نگاهت میکنند،تماشا گراندرنمایش …...

Loading

نگاه آیینه

کتاب ها

کوچ بی گشت یک دوست

به کجا چنین شتابان سحر از نسیم پرسید همه از رفتنِ او می‌نویسند، از کوچ بی‌برگشتش، از کتاب‌ها،از...

کتاب آیه های منسوخ

مرگ ماه

در تمام طول سفر صدای سرعت موتر بود که از کنار تو رد می‌شد و وهم گنگ ترا می‌برد با خود بروی جاده‌ی...

  • نگاه آیینه
  • نامه ها و خاطرات
  • نوشته های دلخواه

تا هنوز

همراه ی منی کنار شانه‌های خالی‌ام در امتداد خط تنهایی در ازدحام همیشگی آدم‌ها در اندازه‌های مکعب...

مثل همین دیروز

گویا دیروزها در زمان به‌ سرعت برگرداندن نواری روی دستگاه ضبط تصویر و صدا از برابر چشمانمان می‌گذرد...

ریشخند فجیع

عشق را به ریشخند فجیعی آلودی که خود باره گی را بر تقوای انسان برتری افتاد شرمسار عشق نیم هنگامی‌که...