باطل السحر

Written by ,

ژانویه 24, 2020

باطل السحر

ای تو پاداش محبت های من
ذکر نامت از عبادت های من

ای بلور نور و ذات نور نور
از تو روشن ژرفنای ذهن کور

در تجسم گاه چشمت خواهشم
ای نوازش‌های تو پیرایشم

ای عروج بخت بی استاره ام
ای دلیل هستی دوباره‌ام

ای رسیده از خدا بر اسم من
باطل‌السحری بخوان بر جسم من

غسل‌تعمیدم بده بر آب عشق
مهد من بسپار در دریاب عشق

ای خدا ای ناخدای زورقم!
سرنوشتم زن به دست خود رقم

خواهی بر توفان سپار افسار را
خواهی بر پا کن برایم دار را

با تو دیدم اوج‌ها معراج‌ها
از تو من بشناختم حلاج‌ها

ای تو دین و مذهب و قرآن من !
ای طبیب جان من درمان من

باز آ و درس ایمانم بده
درسکی از باب کنعانم بده

ای زبانت با زبانم آشنا !
ای به من نزدیک وهم از من جدا

خواستن دانم ،توانستن بگو
بر اسیر جسم از رستن بگو

ای دودستت شهپر پرواز من !
عشق تو شد « بال بی آواز » من

کابل _

”پاز”

”پاز”

پرده را پس می‌زنم ایستاده روی نشان ”پاز ” نوار خاکستری زمان ... استکان چای از دستم پرتاب می‌کند خود را به سمت پنجره...

وطن

وطن

اندوهت خوشه خشمی که نه شهد می‌شود نه شوکران به تاریخ مانندی که تکرار می‌شوی تمام...