“فصل پنجم عشق”

Written by ,

می 2, 2020

برگشت ندارد راه عشق
خیابانِ باران‌خورده باریک
عابران ِخیسِ بی چتر
و خط سرخ،
« توقف ممنوع »

سفر حس قشنگی می‌دهد،
به آدم
به خاطره‌های خسته
به رؤیاهای گمشده

پاریس،
شهر اتفاق‌های شگفت‌آور
شهرِ فصل پنجم عشق
شهرِ ازدحام جاده‌های سنگفرش
و
خلوت پس‌کوچه‌های باریک


پشت میز کافه
نگاه می‌کنی به ساعتت
و من به آیفونم

رد شده زمان از ما
آه چه دیر می‌شود
یک ناگهان
پاریس اما همیشه
حس خوبی می‌دهد
برای رؤیاهای سرگردان

کریمه طهوری ویدا

۱۹ دسامبر ۲۰۱۹

”پاز”

”پاز”

پرده را پس می‌زنم ایستاده روی نشان ”پاز ” نوار خاکستری زمان ... استکان چای از دستم پرتاب می‌کند خود را به سمت پنجره...

وطن

وطن

اندوهت خوشه خشمی که نه شهد می‌شود نه شوکران به تاریخ مانندی که تکرار می‌شوی تمام...