تداعی

Written by ,

می 2, 2020

“روم ” را
تداعی می کنم در
زیبایی های باشکوه قامتم
دریغ!
” هیچ تندیسی برای همیشه نیست ”
حتی تندیس های مرمرین روم باستان

“کریمه طهوری ویدا”

”پاز”

”پاز”

پرده را پس می‌زنم ایستاده روی نشان ”پاز ” نوار خاکستری زمان ... استکان چای از دستم پرتاب می‌کند خود را به سمت پنجره...

وطن

وطن

اندوهت خوشه خشمی که نه شهد می‌شود نه شوکران به تاریخ مانندی که تکرار می‌شوی تمام...