مرگ ماه

Written by ,

اکتبر 23, 2017

در تمام طول سفر
صدای سرعت موتر بود
که از کنار تو رد می‌شد
و وهم گنگ ترا می‌برد با خود
بروی جاده‌ی طولانی بی‌برگشت
و دستگاه غول اتم
با هیکل پرهیبت بدریخت
بر گرده ی چرکین زمین پا می‌کوفت
و دود ، دود سپید
لکه بی سر وته بود
به زیبایی برهنه‌ی دریا
و می‌دیدی که انسان،
در این سفر گنگ پر از تردید
آن جوهر نایاب هستی‌اش را
با پاره آهنی سیاهی سخت
معاوضه کرده است
و می‌دیدی
خطوط هندسی کارخانه را
که به تارهای عنکبوت شباهت داشت
و سیم تلگراف
ماه را
دونیم می‌کرد
در تمام طول سفر
صدای سرعت بود
و فرورفتن نا منقطع در کام مارهای سیاه جاده
و لکه‌های سپیدی
کز هستی فشرده پروانه‌های کوچک معصوم
بروی شیشه‌های بادگیر موتر
بجای مانده است
در تمام طول سفر
صدای سرعت بود
و وزوز خزنده‌های پر سماجت فکر
و تو
نفست سخت می‌گرفت
و دلت از هجوم درد
دو بال
پرنده می‌خواست

راه ساتل- کلیفورنیا

”پاز”

”پاز”

پرده را پس می‌زنم ایستاده روی نشان ”پاز ” نوار خاکستری زمان ... استکان چای از دستم پرتاب می‌کند خود را به سمت پنجره...

وطن

وطن

اندوهت خوشه خشمی که نه شهد می‌شود نه شوکران به تاریخ مانندی که تکرار می‌شوی تمام...