“من و دیگری”

Written by ,

سپتامبر 11, 2019

آوارگی‌ام را می‌کشانم، با خود
روی خط سرنوشت
به نوزدهمین آدرسم، وسط هژده وبیست …

کتاب‌ها را که برمی‌دارم از قفسه
گم می‌شوم ، تمام‌قد
میان کاغذ پاره‌های مچاله شده
لای غباری از دیروزهای برنگشته
و سایه‌هایی که پرسه می‌زنند
از چپ و راست
….
به ناگهان …
از میان ترانه‌های ناتمام
از درون سروده‌های خط‌خطی
از ورای خاطرات شیرین و شور و تلخ
و از ته حافظه قدیم خویش
بیرون می‌آیم …

خودم را می‌یابم
«خود » رهاشده‌ام را
از خواب « کوما » یی
برخاسته‌ام …

با خودم دیدار می‌کنم
با « نو » ی خودم
با « نو » ی دیگری

“کریمه طهوری ویدا”

لاس انجلس کلیفورنیا ۲۰۱۵

”پاز”

”پاز”

پرده را پس می‌زنم ایستاده روی نشان ”پاز ” نوار خاکستری زمان ... استکان چای از دستم پرتاب می‌کند خود را به سمت پنجره...

وطن

وطن

اندوهت خوشه خشمی که نه شهد می‌شود نه شوکران به تاریخ مانندی که تکرار می‌شوی تمام...